محمد رضا شوق الشعراء


پایانی بر یک بحث.
جمالی نژاد رفت. تمام.
مرحوم اصلانی لهجه اش آذری بود و جمالی نژاد اصفهانی، اما نقطه مشترک هر دو، که غیر یزدی و «مهمان» یزد بودن، آرام و مودب و خونسرد و  مردم دار بودن بود، و هر دو «سیاست» و  روابط عمومی بسیار خوب و بالایی داشتند، و «می ایستادند» و به حرف مردم گوش می دادند، و این یکی از  بزرگترین ضعف بسیاری از شهرداران یزدی بود.
جمالی نژاد خوش پوش و مرتب و مودب بود و هیچوقت و هیچگاه تصویری بدون کت از او دیده نشد و کسی بدون کت و‌با پیراهن استین بالا زده او را ندید، و در یک کلام، همچون مرحوم اصلانی و «سید حسین اعلایی»؛ «اصول» و «سیاست» داشت، چیزی که با همه توانمندی ها و فعالیت ها، شایق و عظیمی زاده و آرامون و تا حدی میروکیلی و دیگران نداشتند.
جمالی نژاد استاد استفاده از رسانه و هنرمندی متبحر در عرصه روابط عمومی بود و اصلا نیازی به عوامل روابط عمومی شهرداری و شورای شهر و حتی نشست خبری هم نداشت، و بهمین دلیل خیلی ساده توانست در سطح جامعه و افکار عمومی نفوذ کند، و کارهای کوچک را چنان بادش کند، که کسی متوجه کوچک بودنشان نشده و به کوچک و «سطحی» بودنشان حتی فکر هم نکند.
عملکرد کوتاه مدت دکتر جمالی نژاد با عملکرد بلند مدت مرحوم اصلانی قابل مقایسه نیست، ولی اخلاق و رفتار و کردارشان را که خیلی بهم نزدیک بود، می شود خوب با همه مقایسه کرد، و از آن درس گرفت.
دکتر جمالی نژاد بزرگترین هنری که داشت، هنر برقراری ارتباط و  روابط عمومی بود، و این چیزی است که بسیاری از یزدی ها و بخصوص شهرداران یزدی سابق نداشته اند، روابط عمومی جمالی نژاد آنقدر قوی بود، که روزی سفید گفت، هر چه می خواهید از من بد بگویید و  مرا بزنید، اما کارتان به جمالی نژاد نباشد، چرا که او مهمان یزد است، و اما اگر سفید هم «اصول» و  هنر روابط عمومی داشت، چی باید می گفت!؟

۹۷/۷/۵

  • نویسنده : یزد فردا
  • منبع خبر : خبرگزاری فردا